تبليغاتX
خلوت تنهایی آمنه

آرزودارم بگيرد آفتي زيباييت را 

 تا كه همچون من بگيري ماتم تنهاييت را


آرزو دارم ببينم در عذاب بي وفايي


اشك غم در چشم همچون آهوي صحراييت را


بشكند قلبت الهي اي كه قلبم را شكستي


اي خدا سامان نگيرد عهد و پيماني كه بستي


خنده بر اشكم زدي با خود پسندي

 

آرزو دارم تو هم هرگز نخندي


سادگي كردم اگر دل بر تو بستم


 ساده بودم ساده بر خاكم فكندي

تقدیم به تو

تو که همه چیزمو ازم گرفتی




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 12:54 توسط ..:: آمنه ::..

 

  

خیلی دلم تنگه برات

                       

     

 

خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته


آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته


از ماه مي پرسم عاشقي يه قفسه يا نفسه


انگار که اين چشماي خيس هر چي ديده ديگه بسه


وقتي که گريه مي کنم سرم رو شونه ي شبه


ستاره ها رو ميشمرم نگام توخونه ي شبه


مي خوام که باد از تو بگه که از همه دنيا سري


بياي و مثل آرزو بموني از پيشم نري


تو رو بهونه مي کنم ترانه هام جون بگيره


رگاي خشک زندگيم با عشق تو خون بگيره


خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته


آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 1:12 توسط ..:: آمنه ::..

آدم عاقل وقتي عاقل است که عاشق باشد و آدم احمق به اين دليل احمق است که خيال مي کند عشق را مي فهمد . به زميني که مارا احاطه کرده است نگاه کن. بيا روي زمين دراز بکشيم و صداي قلب زمين را بشنويم . من مثل همه هستم با اين تفاوت که به قلبم گوش مي دهم و در مقابل اسرار حيات شگفت زده مي شود ، به معجزه ها باور دارم و همه کارهايم مرا به شوق مي آورد . جهان هميشه در مبارزه ما براي تحقق روياهايمان به ما کمک مي کند هر چند روياها احمقانه به نظر برسند ، روياهاي ما هست
................................................................................
 
ای کاش برای آخرین بار دستان تو را در دستم لمس می کردم ای کاش یک بار دیگر در چشمان همچون دریایت نگاه می کردم ای کاش برای آخرین بار حس تو را در مورد خود می دانستم ای کاش برای اولین بار سر روی شانه های پر مهرت می گذشتم ای کاش در کنارم می ماندی و مرا تنها نمی گذاشتی و ای کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتی
..........................................................................................
 
اولین کسی رو که عاشقش می شی دلت رو می شکنه و میره دومین کسی که میای دوست داشته باشی و از تجربه های قبلی استفاده کنی دلت رو بدتر میشکنه و میذاره میره بد دیگه هیچ چی برات مهم نیست و از اون به بعد می شی اون آدمی که هیچ وقت نبودی............ واگه یه آدمه خوب باهات دوست بشه تو دلش رو می شکنی که انتقام خودت رو بگیری و اون میره با یکی دیگه........ اینطوریه که دل هم رو میشکنن و کسی دیگه به عشق احترام نمیذاره..



لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 21:16 توسط ..:: آمنه ::..

@اگر............
اگر خدا كفيل رزق است غصه چرا؟
اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا؟
اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا؟
اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا؟
اگر قبر حق است ساختمانهای مجلل چرا؟
اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا؟
اگر حساب حق است جمع مال چرا؟
اگر قيامتی هست خيانت چرا؟؟؟
 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 21:15 توسط ..:: آمنه ::..

تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا برای در آغوش گرفتن ساحل آرام و قرار ندارد

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:22 توسط ..:: آمنه ::..


اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 12:0 توسط ..:: آمنه ::..




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 21:29 توسط ..:: آمنه ::..

بسیار غمبار است که مردم از زندگی باشکوه، زباله میسازند.
این همه دل مشغولی و نگرانی چیزی نیست جز افکار روان پریش و زباله های ذهنی.
شکوه آفرینش در دامان ماست، زیبایی ما را احاطه کرده اما بشر همه ی درها را به روی زیبایی و رستگاری بسته.
باید از اینهمه دل مشغولی ها و نگرانی ها رها شد تا بتوان راهی برای سرشاری از هستی گذاشت.

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوندبلكه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند

بااین همه رنگهای تماشایی در جهان، شرم آور است که همه چیز را سیاه و سفید ببینیم
 
 
نمیتوانیم فقط برای خودمان زندگی کنیم؛ هزاران رشته ما را به همنوعانمان پیوند میدهدبه یاری همین رشته های حساس است که اعمال ما منتقل میشود و به صورت واکنش به ما باز می گردد




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت 21:26 توسط ..:: آمنه ::..

ساغرم گردیده لبریز از شراب دیگری
سر زده از مشرق دل آفتاب دیگری
تشنه ی مرگی دگر هستیم ای زاهد بنه
بر گلوی اشتیاق ماطناب دیگری
از خط دفتر مراکیفیتی حاصل نشد
خرج مستی میکنم هر شب کتاب دیگری
از حجاب تن گریزانم چو بوی گل ولی
بیم ان داارم شود این هم حجاب دیگری
تا زبند زلف او قصد رهایی میکنم

میدهد بر زلف مشکین پیچ وتاب دیگری




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 10:37 توسط ..:: آمنه ::..

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 0:27 توسط ..:: آمنه ::..

Type Writer Status Bar